within you is a spirit
capable of touching the stars
within you is the ability to achieve your goals
and make your dreams come true
don't listen to others
or fear competition
or worry about wrong choices
in every experience
there is wisdom
to be gained
have faith in yourselfand move ahead with confidence
believing that you will fulfill
your potential
as the unique person
you were created to be.
Mary Hough Foote
روحی درتوست که به لمس ستارگان تواناست.
نیرویی در توست که می تواند به هدفهایت برساندت
و رویاهایت را جامه حقیقت بپوشاند.
از سرزنش دیگران و رقابت و تصمیم های نا درست ,بیم به خود راه مده
از هر تجربه باید دانشی اندوخت
به خود ایمان داشته باش و با اطمینان پیش رو
با این باور که شایستگی خود را نشان دهی
درست همان گونه که آفریده شده ای
تا وجودی یگانه باشی.
نکاتی برای تشخیص کلمات مشابه انگلیسی
یکی از مشکلات فراگیران زبانهای خارجه استفاده درست از کلمات است .بسیاری از کلمات مترادفهایی دارند که از نگاه یک خارجی بنظر یکسان می نمایند اما پس از کنکاش در میان کتابها ,فیلمها و منابع زبان اصلی می توان دریافت که بسیاری از آنها در کاربرد متفاوت هستند. در این بخش سعی شده نمونه هایی از این گروه کلمات معرفی گردند.
1-nearly – about
About یعنی تقریبا به معنی کمی کمتر یا کمی بیشتر.
He is about six feet tall.
Nearly یعنی تقریبا به معنی کمی کمتر از.
He is nearly six feet tall.
2-over – above
Overبه معنی (روی و بالای )بطور عمودی بالاتر از مکانی می باشد و مستقیما بالای چیزی را نشان میدهد بدون این که مستقیما روی آن قرار داشته باشد.
The clock is over the picture.
Above به معنی (روی –بالای )بالاتر از مکان معینی و بالاتر از over می باشد بدون این که مستقیما روی چیزی قرار گرفته باشد.
We flew above the clouds.
3- accept – agree
Accept به معنی پذیرفتن و قبول کردن چیزی می باشد.
We are not allowed to accept presents from customers.
Agree به معنی قبول کردن و موافقت کردن با مسئله ای میباشد.
Though Jimmy agreed to go at once Jumbo refused to move.
4- access – excess
Access به معنی راه ورودی می باشد.
There was no access to the house from the back.
Excess به معنی اضافه بار می باشد.
Don’t take much luggage when you fly, because there is a high charge for excess baggage.
5-event – accident
Accident به مفهوم هر گونه حادثه ای است که بطور اتفاقی بدون این که شخص انتظار آن را داشته باشد رخ میدهد.
She was killed in a motor car accident.
Event به مفهوم اتفاق مهمی است که رخ می دهد.
The battle of Azerbaijan was one of the most important events in the history of Iran.
6- pain – ache
Ache به صورت واژه مرکب همراه با اعضا زیر به کار می روند.
(stomach, back , ear , head , tooth)
That radio of yours is giving me a headache.
برای بقیه اعضا از ache به صورت فعل استفاده می کنیم.
My shoulders are aching.
Pain هیچگاه به صورت مرکب به کار نمی رود.
After the run , I had pains in my leg.