




آموزش زبان دوم از كي؟
بسياري از افراد از خود مي پرسند بهترين سن براي يادگيري زبان انگليسي يا زبان دوم چه سني است؟چگونه ,از چه سني و با چه روشي بايد شروع كرد؟اولين و بهترين پاسخ اين است كه هر چه زودتر بهتر.انسان با قدرت شگفت آوري در مغز متولد مي شود.يك كودك از طريق حواس خود محيط اطراف را حس مي كند و براي پيوند و ارتباط با ان ميليون ها سلول مغزي خود را به كار مي گيرد.پژوهش ها نشان داده است كه بهترين سن براي آموزش زبان دوم دوران كودكي است.مغز كودكان تا قبل از 12 يا13 سالگي آمادگي يادگيري زبان دوم را داردزيرا در اين سنين سلول ها آمادگي آزاد سازي درون خود را داشته و لذا لهجه,فنوتيك و تمام زواياي يك زبان و گويش آن را به خوبي فرا ميگيرند اما پس از آن اين روند كند مي شود و ساز و كاري كه در وجود انسان براي زبان وجود دارد تغيير مي كند و آموزش زبان دوم در مدارس ما دقيقا از همين جا شروع مي شود يعني زماني كه مغزديگر توانايي لازم را براي اين كار ندارد و لذا تلاش ما بازدهي چنداني نخواهد داشت.دانش آموز در اين سن با تنش هاي ديگري نيز روبروست.او در آستانه ي بلوغ قرار دارد و تحولات وتغييرات ناشي از مراحل رشد و دوران بلوغ ذهن او را درگير مي كند. به اعتقاد يك كارشناس اموزش ,يادگيري زبان يكي از سخت ترين كارهاست ولي كودك آن را در يكي دو سالگي از مادرمي آموزد و اگر مادر به 2 يا 3 زبان مسلط باشد و با كودك خود به زبان هاي مختلف صحبت كند بچه در همان زمان آن ها را هم ياد مي گيرد.زيرا مادر بچه را درگير مساله زبان مي كند و بازخورد هاي تشويقي به او مي دهد.كودك را به خاطر اين كه كلمه يا جمله اي را اشتباه مي گويد تنبيه نمي كند فقط خطاي او راآرام آرام اصلاح ميكند اما آموزش زبا ن در مدارس ما با صبر و مهر مادري همراه نيست و دانش آموزان درگير مساله زبان نمي شوند.به بيان ديگر آن ها باز خوردهاي رشد دهنده و موثر و مشوقانه اي دريافت نمي كنندبلكه همه تهديد است براي نمره زبان گرفتن.به اين دليل است كه مي بينيم هيچ كس از دوره راهنمايي و دبيرستان زبان نياموخته است.
نحوه يادگيري در زمان كودكي
يك نوزاد تازه متولد شده قابليت ياد گيري هر زباني را دارد و تنها بايد در معرض زباني خاص قرار گيرد تا بتواند آن را بفهمد و تكلم كند.هر زبان از نظر واژگان صداي خاص خود را دارد.كودكان درسنين پايين تر قابليت اين رادارند كه به خوبي بين اصوات تفاوت قايل شوند حال آن كه با افزايش سن اين توانايي كم رنگ تر مي شود.
يادگيري در سنين بزگسالي
در اصل مهم ترين تفاوت يادگيري زبان در كودكان و بزرگسالان در لهجه و نوع تكلم آن هاست.ياد گيري سيستم آوايي زبان دوم تقريبا غير وابسته به يادگيري واژگان و دستورزبان است.بسياري از افراد از نظر دامنه لغات يا گرامر زبان در سطح بالايي هستند,حال آن كه لهجه شان تمام دانش آن ها را زير سوال مي برد.عامل بازدارنده ديگري كه در زبان آموزي بزرگسالان نسبت به خردسالان وجود دارد اين است كه فرد بزرگسال حد اقل با سيستم آوايي يك زبان آشنايي دارد و همين امر باعث ايجاد تداخل مي شود هر چه اين دو زبان به هم نزديكتر باشند اين انتقال مثبت تر است..كودكان در هر زمان آمادگي زبان دوم را دارند.اگر شخصي هست كه مي تواند با آنها به زباني ديگر صحبت كند اين امكان بايد فراهم شود.شواهد علمي نشان داده است كودكاني كه از سنين پايين تر آموختن زبان راآغاز مي كنند در فراگيري رياضي,علوم وموسيقي نسبت به سايرين پيشرفت بهتري دارند.از سوي ديگر كودكاني كه با دو زبان بزرگ مي شونداغلب مهارت هاي زود هنگام زباني براي نامگذاري اشيا و روشهاي بيان عقايد را به طور اختياري و متفاوت در زبان هاي مختلف بروز مي دهند.بزرگ شدن در يك خانواده دو زبانه منجر به افزايش يا بروز مشكلات زباني يا تاخير در يادگيري نمي شود.حتي كودكي كه هنوز نمي تواند به زبان مادري صحبت كند مي تواند هم زمان دو زبان را بدون تداخل بياموزد .كودكان به راحتي مي توانند تفاوت بين آواها و واژه هاي زبان هاي مختلف را درك كنند.با يادگيري زبان دوم مغز كودكان پرورش يافته و حتي مي توان زبان سوم و يا چهارم را نيز آموزش داد.
سرعت در آموزش
فراموش نكنيم به هر ميزان كودك سريعتر بياموزدآموزش براي او دلچسب تر است .براي پيشرفت او نياز به عجله شما نيست بلكه اگر زمينه فراهم شود آموزش به خودي خود تسريع ميشود براي اين منظوربايد هر روز زمينه اي فراهم شود تا كودك به نوار قصه ,كارتون به زباني كه به او مي آموزيد گوش كند.اجبار نكنيد.تنها زمينه را فراهم كنيد تا او به اين كار تشويق شود.در آموزش با كتاب نيز سرعت مناسب را حفظ كنيد.
بر گرفته از روز نامه جام جم
|
ناشنوایی ما سرودة : Dianne Richards ما نمیتوانیم هیچ صدایی را بشنویم زیرا ناشنوا هستیم نمیتوانیم صدا ها را بشنویم فقط میبینیم که دهانها حرکت میکنند صدای خود را نمیتوانیم بشنویم آن را فقط در گلوی خود احساس میکنیم صدای خنده را نمیتوانیم بشنویم آن را فقط در صورت دیگران میبینیم. صدای نواختن ساز را نمیشنویم فقط میبینیم که دیگران مینوازند صدای جیغ زدن را نمیشنویم فقط باز شدن دهان دیگران را میبینیم یا واکنشهای وحشتزدة مردم در اطراف آنها را. صدای گریه را نمیشنویم فقط جاری شدن اشک را روی گونهها میبینیم ما صدای سرزنش شدنمان را نمیشنویم آن را فقط در چهرههای اخم کرده و انگشتانی که در برابر صورتمان بالا و پایین میرود میبینیم نمیتوانیم عشق و دوستی را در صدای محبوبمان بشنویم ما عشق و دوستی را فقط در چهره های آنان میتوانیم ببینیم وقتی ناممان را صدا میزنند نمیشنویم فقط وقتی میفهمیم که دوستان، اعضای خانواده یا مترجممان ما را از آن آگاه کند صدای صفیر باد را که از لابلای برگهای درختان میگذرند نمیشنویم فقط میبینیم که برگها میلرزند و درختان پیچ و تاب میخورند صدای اقیانوس را و لغزش موجها بر سواحل را نمیشنویم فقط میبینیم موجها در هم میشکنند و عقب مینشینند صدای گامها را در تاریکی نمیشنویم آنها را فقط احساس میکنیم صدای موتورهای ماشینهای اطرافمان را نمیشنویم فقط وقتی دستهایمان را روی آنها میگذاریم صدا را احساس میکنیم صدایی را که هر فصل جدید با خود به ارمغان میآورد نمیشنویم فقط تغییرات آنها را میبینیم این فهرست بی پایان است دنیای شنوایان انباشته از صداست دنیای ما انباشته از دیدن و ارتعاش است ما هیچگاه نخواهیم شنید حتی اگر شنوایان سر در گوش ما بگذارند و فریاد بکشند اما یک صدای درخشنده و عالی را خیلی خوب میشنویم – سکوت را | |
![]() | |
زيباترين جمله اي كه در عمرم شنيده ام
همواره به خاطر بياور كه در اوجي معين ديگر هيچ ابري
نيست .اگر زندگيت ابري است,به اين دليل است كه روحت آن قدر
كه بايد بالا نرفته است.
مارك فيشر
در كتاب حكايت دولت و فرزانگي